مهدى عبداللهى
239
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
( 119 ) ارشاد مرد بصرى « كُلَيب » مىگويد : از كشته شدن عثمان چندى نگذشته بود كه طلحه و زبير وارد بصره شدند و پس از مدّت اندكى علّى بن ابى طالب عليه السلام رو به سوى بصره نمود و در منزل « ذى قار » فرود آمد . دو پيرمرد از اهل قبيله به من گفتند : ما را پيش اين مرد ببر تا ببينيم به چه چيزى فرا مىخواند . وقتى به ذى قار رسيديم و با حضرت ملاقات كرديم ، پرسيد : بزرگ « بنى راسب » كيست ؟ گفتم : فلانى . پرسيد : پس رئيس « بنى قدامه » كيست ؟ گفتم : فلانى . فرمود : آيا تو نامههاى مرا به آن دو مىرسانى ؟ گفتم : بلى . سپس فرمود : آيا با من بيعت نمىكنيد ؟ آن دو پيرمرد كه با من بودند بيعت كردند و من بيعت نكردم . مردانى كه آثار سجده در سيماى آنان مشخّص و همراه حضرت بودند مىگفتند : بيعت كن ، بيعت كن . حضرت فرمود :